سلام . خوبین ؟ ببخشید که چند وقت نبودم و آپ نکردم و به شما سر نزدم . تو اولین فرصت خدمت میرسم . یه مقدار درگیر بودم .
آخ که چه نمایشگاه کتاب مزخرفی بود . ۴ تا کتاب میخواستم ، ۴ ساعت وقتم گرفته شد . دهنم هم گایی... شد ! بسکه خسته شدم . حالا کتابهای تخصصی خوب بود . کتابهای عمومی که پیدا کردنشون مکافات بود . ولی در کل بد نبود چون من در اصل اومده بودم که دوستم رو ببینم . حتی برای آخرین بار . سخت بود ولی چیکار میشه کرد . دیدنش یه غمه ندیدنش هزار تا غم .
رفتم و از صبح تا شب غروب با اون بودم . یه روز کامل پر از خنده و گریه و شادی و غم . هدیه هایی که برای یادگاری گرفته بود برام رو به من داد و من رو شرمنده کرد دوباره . ولی چیزهایی رو به من داد که من همیشه آرزوش رو داشتم . گاهی خوابش رو میدیدم . روز خوبی بود ولی امان از آخرش که خدا سر دشمن من هم نیاره . یه نامه که براش نوشته بودم و یه یادگاری که واقعا موقع دادنش خجالت میکشیدم بهش بدم ( چون ارزش اون خیلی بیشتر از این چیزایی بود که من بهش دادم ) رو بهش دادم با یه نامه . نمیخواستم این نامه رو اینجا بنویسم . ولی دیدم نه شما من رو میشناسین و نه من شما رو . تازه وقتی کسی از غم آدم خبر داشته باشه آدم راحت تر اون غم رو تحمل میکنه واسه همین نوشتمش . هم واسه این که شما بخونین و هم واسه این که یادگاری برام بمونه .
خانوم . دلم میخواد این شعرا رو خط به خط و کلمه به کلمه بخونی چون میشه گفت همش حرفای دل من به تو ِ .
به تو از تو مینویسم
به تو ای همیشه در یاد
ای همیشه از تو زنده
لحظه های رفته بر باد
وقتی که بنبست غربت
سایه سار قفسم بود
زیر رگبار مسیبت
بی کسی تنها کسم بود
وقتی از آزار پاییز
برگ و باغم گریه میکرد
قاصد چشم تو آمد
مژده روییدن آورد
به تو نامه مینویسم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست
ای همیشگی ترین عشق
در حظور حضرت تو
ای که میسوزم سرا پا
تا ابد در حسرت تو
به تو نامه مینویسم
نامه ای نوشته بر باد
که به اسم تو رسیدم
قلمم به گریه افتاد
ای تو یارم
یادگارم
گفتنی ها
با تو دارم
ای تو یارم
از گذشته
یادگارم
در گریز نا گزیرم
گریه سد معنای لبخند
ما گذشتیم و شکستیم
پشت سر پلهای پیوند
در عبور از مسلخ تن
عشق ما از ما فنا بود
باید از هم میگذشتیم
برتر از ما عشق ما بود!
ای تو یارم
یادگارم
گفتنی ها
با تو دارم
ای تو یارم
از گذشته
یادگارم
به تو نامه مینویسم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست
*********************************************
همش همین بود . دوستت دارم . چون میدونم دیگه نمیتونم با تو درد دل کنم بزار همه حرفام رو بهت بگم . میدونم که حتی درد دل هم دلم آروم نمیشه ولی یادت باشه این آخرین نامه من به تو ِ .
سلام . خوبی عزیزم . نمیدونم میخوام بهت چی بگم و این نامه قراره چطور تموم بشه . الان دارم داغون میشم و صدام در نمیاد . بغض گلوم رو فشار میده . سرم درد میکنه و به خاطر آرام بخشی که خوردم یه مقدار چرتم گرفته . خیلی دوست دارم الان با تو صحبت کنم . نمیدونم شاید از من متنفر بشی که 3 سال از بهترین سالهای عمرت رو حروم کردم و به پام سوختی و من ِ بی عرضه نتونستم بگیرمت . شاید حتی این نامه رو نخونی و بسوزونی . هر چند میدونم این کار رو نمیکنی ولی بهت حق میدم . ولی میخوام بدونی که همیشه از ته دل دوستت داشتم . تو همیشه تو فکرم بودی و هنوز نمیدونم چطور بعد از تو باید زندگی کنم .
محبوبه . الان دوست دارم صدات رو بشنوم که داری صدام میکنی . همین . خانوم . نمیدونم چرا گارمون به اینجا کشید . خانوم . دوست ندارم بعد از تو زندگی کنم . خانوم این چند روز که قراره با هم خداحافظی کنیم خاطراتمون مثل فیلم از جلو چشمم میگذره . لحظه هایی که دستمون تو دست هم بود . لحظه هایی که به چشمات نگاه میکردم و تو میگفتی که دوست نداری که خیره بهت نگاه کنم .
الان ساعت 15/12 دیقست و تو امشب قرار نیست زنگ بزنی و من منتظرم شاید صدات رو بشنوم که میگی : محمد دوستت دارم .
آره هنوز دوز دوست دارم از زبونت بشنوم . به زینب اس ام اس دادم که تو پیش اونی . الان جواب داد . تو راه بود .
خانوم . هیچ وقت خودم رو به خاطر کاری که کردم نمیبخشم .
من هیچوقت نتونستم یه هدیه بهت بدم که ارزش تو رو داشته باشه . خانوم . همیشه شرمندم. حتی یه تی شرت هم برات نخریدم . حتی یه شال! خانوم گلم . الان که این نامه رو میخونی همه چیز بین ما تموم شده . دیگه نه تو به من زنگ میزنی و نه من به تو .
خانوم . سرم از همیشه بیشتر درد میکنه ولی مهم نیست . اشک نمیزاره ببینم ولی این هم مهم نیست . دیگه هیچی مهم نیست . من و تو دیگه خیلی وقته که برای کسی مهم نیستیم . دیگه خودم هم برای خودم مهم نیستم . تا امروز به امید رسیدن به تو زندگی میکردم . از امروز دیگه هیچ هدفی ندارم .
نمیخوام با حرفام ناراحتت کنم . دیگه من مهم نیستم . به زندگیت برس . از ته دل آرزو میکنم خوشبخت بشی . خانومم . اگه فکر میکنی که فراموشکردن من برات سخته فقط به این فکر کن که من هیچی نداشتم . تنها چیزی که داشتم ، عشق صادقانه به تو بود .
خانوم . ناراحت نشی ها . از پدرت متنفرم . نه به خاطر این که رضایت نداد . منم بودم دخترم رو به کسی که نه کار داره نه سربازی رفته نمیدادم . ولی الون ما رو انقدر آدم حساب نکرد که حتی بیایم خاستگاری . از مادر خودم هم متنفرم . برای یه مادر سخت ترین چیز از دست دادن پسرشه و با این که من دیگه براش مهم نیستم ، امیدوارم بمیرم تا داغم رو دلش بمونه . اینجوری خودم هم راحت میشم .
فکر نکن دوباره میخوام خودم رو بکشم . نه . ولی هر لحظه دعا میکنم . و دعا میکنم ایشالا خوشبخت شی . دوستت دارم . خدا کنه بمیرم و دوری از تو رو نبینم . بقیه نامه رو بعدا مینویسم. ساعت ده دیقه به یکه . زنگ نزدی . دلم داره میترکه خانوم . سرم هم داره میترکه . دوستت دارم . بقیش رو بعدا مینویسم .
***********************************************
دوباره سلام . ساعت 11 شبه و من منتظرم . دلیل این که الان دارم مینویسم اینه که میدونم دیگه هیچ دوستی به جز این صفحات نخواهم داشت . اگه تو بری . نمیدونم . حمه حرفام تکراری شده . الان دیگه میدونم به هیچ کدوم از آرزوهام نمیرسم . الان همه آرزوهام برام شده یه رویا . رویای رسیدن بهت و دیدن و بوسیدنت . فقط رویا .
خانوم . کاش الان که داری این نامه خداحافظی رو میخونی میتونستم بهت بگم خانومم . کاش دوباره اسمت رو صدا میزدم و اسمم رو با صدای تو میشنیدم . کاش دوباره مدیدمت . کاش میمردم تا راحت شم . تا همه راحت شن .
خانوم . سرم مثل همیشست . اسم خداحافظی که میاد بغض میکنم . خانوم خوشگلم . الهی من فدای چشای خوشگلت بشم . میدونم که الان که این نامه رو مینویسم و الان که این نامه رو میخونی چقدر بهت سخت میگذره . چون منم دوستت دارم و نمیتوم ازت جدا بشم. ولی تو چه میدونی که وقتی یه مرد میبینه که عشقش ، همه زندگیش ، داره زجر میکشه و نمیتونه حتی دلداریش بده چقدر برای اون مرد زندگی سخته . عزیزم . الان با همه وجودم احساس بیعرضگی میکنم . هم چون نتونستم بهت برسم . هم چون نمیتونم از غمهات کم کنم .
خانوم .
کاش میمردم . کاش الان که داری این نامه رو میخونی من تو راه برگشتبمیرم . خانوم دوستت دارم . با همه وجودم از ته دل دوستت دارم . سرم داره میترکه میخوام صدات رو بشنوم که داری بهم میگی دوستت دارم .
دوستت دارم خانوم .
دوستت دارم عزیزم . بعد از تو با هیچ کس دوست نمیشم .چی دارم میگم ؟ تو تنها کسی بودی که من رو تحمل میکردی . دیگه کی واسه من مثل تو میشه ؟ کی ؟
خانومم ، تا زنده هستم از خدا خوشبختی تو رو آرزو میکنم و هرگز فراموشت نمیکنم . یعنی من نمیتونم فراموشت کنم .
منو ببخش عزیزم ، که از تو میگریزم!
میسوزم و خاموشم ، تو خودم اشگ میریزم
از لحظه تولد ، سفر تقدیر من بود
تنم اسیر جاده ، دلم اسیر تن بود
یه قصه تازه نیست ، خونه به دوشی من
هراس دل سپردن ، عذاب دل بریدن
اگه یه دست عاشق ، یه شب پناه من شد
فردا عذاب جاده ، شکنجه گاه من شد
لحظه رفتنه ، دستات رو میبوسم
باید برم ، حتی اگه ، اونجا بپوسم
منو ببخش ، منو ببخش که ناگزیرم
باید برم ، حتی اگه ، بی تو بمیرم
دریایی از مسیبت ، پشت سرم گذاشتم
وقتی به تو رسیدم ، دیگه نفس نداشتم
من مرده بودم اما دوباره جونم دادی
هم گریه من شدی ، عشق رو نشونم دادی
اگه یه شب تو عمرم چشمای من آسوده
همون یه خواب کوتاه زیر سقف تو بوده
اگه یه دست عاشق ، یه شب پناه من شد
فردا عذاب جاده ، شکنجه گاه من شد
لحظه رفتنه ، دستات رو میبوسم
باید برم ، حتی اگه ، اونجا بپوسم
منو ببخش ، منو ببخش که ناگزیرم
باید برم ، حتی اگه ، بی تو بمیرم
خانوم همش عین حقیقته . حقیقتی که فقط من و تو میدونیم . حقیقتی که میترسم فراموش بشه و برای همین هر روز بهش فکر میکنم . و فکر میکنم که آیا روزی تو زندگیم بوده که آرامش بیشتری نسبت به اون ساعت داشته باشم و میبینو نه . هر آرامشی که داشتم به خاطر تو بوده. نمیگم تو میتونی همه مشکلاتم رو حل کنی ولی حتی اگه بزرگترین مشکل دنیا رو هم داشتم کافی بود دستات رو بگیرم و تو چشمات نگاه کنم تا همه چیز رو فراموش کنم و از غم آزاد بشم .
خانوم . دوستت دارم . خوشبخت شی . من رو فراموش کن .
خدا حافظ
یه شعر دیگه هم بود که :
من همیشه عاشقم ، محبوبهء زیبای من
تو همیشه با منی ، ای دیدنت رویای من
یک شب از شبها بیا تا از تو خود را پر کنم
یک شب از شبها ببوس این پیکر تنهای من
من تو را در خواب میجویم ، نمیابم چرا ؟
من که هر شب میروم بی تو به به قبرستان من
چشم مستت را چرا گریان کنی از دوریم ؟
مستم از چشمان مستت هر شب و، ای وای من
چون نمیبینم تورا در خود اسیرم همچو موج
میزنم خود را به خاک و میکشم تا پای من
کاش میمردم همین امشب که روحم پر کشد
در کنارت ، غرق بویت ، یاور یکتای من
این آخری از شعرای خودمه . دوست نداشتم اینجا بگم شعر هم میگم . ولی این یکی مخصوص محبوبست .
فرصت گذشت و حرف دلم نا تمام ماند
بغضم امان نداد و خدا در گلو شکست
از همه شما دوستان متشکرم ولی یه تشکر مخصوص دارم این بار برای کسی که شماره خودش رو داد تا باهاش تماس بگیرم و با حرفاش کمکم کرد . شاید نخاد کسی اسمش رو بدونه پس نمیگم کیه ولی ازش ممنونم . کمکم کردی ولی ...
خداحافظ