این مطلب رو دوستم نوشته و نمیتونم اسمش رو بگم . میخواست تو نشریه دانشجویی چاپ کنه که بعد از اون قضیه دانشجو های پلیتکنیک بی خیال شد و البته اگه نمیشد هم هیچ وقت چاپ نمیشد .
گریشمن : وقتی زور و حیله لباس تقوی میپوشد بزرگترین فاجعه تاریخ و بزرگترین قدرت مسلط بر تاریخ پدید آمده است .
فاطمه دیگر فاطمه نیست !
سوگنامه ای برای طرح امنیت اجتماعی
صدای فریاد ضجه دختریکه جیغ میزند و نمی خواهد به زور وارد ماشین پلیس شود ، بی شباهت نیست به صدای فریاد و ضجه صحنه ای از فیلم هزار دستان که در آن امنیهء رضاخانی زنی محجبه را به زور چادر از سر میکشید . با این تفاوت که در اولی تمشیت و تنبیهی در کار است و در دیگری مأمور می ماند و چشمان تیز و تند جمع؛ که محاکمه اش میکنند ، محکومش میکنند و مجازاتش میکنند .
روزی را به یاد می آورم که دختران دانشکده انسانی لاهیجان همه شان یک جور لباس میپوشیدند . روپوشهای آستین حلقه ای با شلوارهای لی آبی آسمانی . ده و یا پانزده نفری میشدند ، راستش را بخواهید وقتی در حیات دانشگاه راه میرفتند . احساسی از زنده بودن و نفس کشیدن در فضا احساس میشد . تا اینکه در تهران ماجرای « یا روسری یا تو سری » پیش آمد و درست همان رئزها بود که قرار بود از هفته دیگرحجاب اجباری شود .
الآن که دارم باز مینویسم بدنم گرم و پر از نفرت شده . یک سال بود که ننوشته بودم . باشد الامه میدهم .
- تو چه میگویی آقای رئیس ؟ تو حرف حسابت چیست ؟ تو که دست دختر مردم را میگیری و در حالی که او نمیخواهد به زور سوار ماشین پلیس شود و ضجه میزند ، به زور مکشی اش داخلماشین و به زور در را قفل میکنی و پرتش میکنی گوشه سلول که پدر و مادرش بیایند . و نگاهی پر از نفرت توی صورتشان و هزار تیر زهر آلود که از چشمان برادرش یا خواهرش یا شوهرش به سوی تو شلیک میشود ، از آنها میخواهی که تعهد بدهند که دیگر دخترشان بد حجاب در شهر نگردد و این بار پدر با خودش قسم میخورد که اگر کلیه اش را هم بفروشددخترش را از این جهنم (شما بخوانید مملکت ) نجات میدهد و میفرستدش فرنگ . که دیگر گرفتار لجنهایی مثل شما نشود . و آنها هم تعهدشان را میدهند و دخترک را از سلول آزاد میکنی و سعی میکنی که حالا پدرانه نصیحتش کنی . همان نصیحتهایی که به دختر خودت میکنی و تا به امروز فایده نکرده است !
امشب دخترت از تو خواهد پرسید که بابا تو هم قاتی این لجنها بودی ؟ و تو یکباره بوی لجن پر میشود زیر بینی ات . دوباره میپرسد : بابا تو هم قاتی این لجنها بودی ؟تو میپرسی :گدام لجنها ؟ دخترک میگوید : همون هایی که اون دخترک را به زور سوار اون ماشین میکردند و اون جیغ میکشید . و تو میمانی که چه طور این همه تصویر را دیده است . تو که کاری نکردی! فقط هلش دادی تو و در را بستی و انتقالش دادی به مرکز و آخر هم آزادش کردی . دخترک میگوید : بابا! خداییش تو هم جزو همین لجنها یی ؟ و تو نگاهش میکنی و به سویش میروی و بغلش میکنی و میگویی : « بابا به من می آید که این کارا رو بکنم »
رئیس ! من که چیزی به دخترت نخواهم گفت اما تو خجالت نکشیدی که این کار ها رو کردی ؟ آی برادر جوان خنده روی عزیز ! تو از روی دختر پنج ساله ات شرم نمیکنی که مادری را که میگوید دختر دختر پنج ساله اش در مهد کودک منتظر اوست در خیابان نگه داشتی و اشگش را درمی آوردی ؟ خدا با همه بزرگی آن بهشتی را که تو با همین طرح مبارزه با بد حجابی از دستش میدهی مفت و مجانی در اختیار این مادر گذاشته بود . اگر روزی دخترت از تو بچرسد که این چول لباس را که برایش خریده ای از کجا آورده ای رویت میشود بگویی از کتک زدن دختران و مادران و زنانی که هیچ جرمی نداشته اند . فردا شب هم در مهمانی سعی میکنی وانمود کنی که تو دیگر در پلیس نیستی و منتقل شده ای به وزارت کشور و کارهای ستادی انجام میدهی .
من نمیدانم این آقای موسوی اردبیلی چه میکند ؟ من نمیدانم این آقای جوادی آملی چه میکند ؟ من نمیدانم این آقای طاهری اصفهانی چه میکند ؟ این آقای خاتمی و کدیور و اشکوری چه میکنند ؟ این آقای هاشمی و عبد ا... نوری چه میکنند ؟ مگر یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر کردن ، داشتن یا نداشتن فایده نیست ؟ وقتی مرجع تقلید یا مجتهد واجد شرایط میبیند که 25 سال است دارند به این مردان و زنان امر و نهی میشود که حجابتان را رعایت کنید ولی سال به سال روسری ها عقب تر میرود و آرایشها غلیظتر میشود . لابد اشکالی در کار است . حد اقل این است که مفید نیست . مگر امر به معروف در شرایطی که هیچ فایده ای برای آن وجود ندارد ساقط نیست ؟ مگر مگر این بچه ها در محیطی بسته و کاملا اسلامی که جلو هر مغازه پیتزا فروشی هم نوشته شده « رعایت حجاب الزامی است » بزرگ نشده اند ؟ مگر صدا و سیما 27 سال خواهران و برادران و پدران و دختران را در سریالها آن هم در خانه وقط خواب با حجاب نشان نداده اند ؟ مگر نه این که این بچه ها دستاورد های جمهری اسلامی هستند ؟
اگر امر به معروف فایده داشت لا اقل الان اثری از آن دیده میشد . وقتی که امام معصوم میگوید اگر کسی ببیند که خلخال از پای زنی غیر مسلمان بیرون آوردن ، اگر بمیرد از این غم لایق سرزنش نیست . شما چه مسلمانی هستید که که میبینید که دختری را به خاطر لباسش میزنند و میکشند و میبرند و عین خیالتان نیست ؟ چرا کاری میکنید که هر دختری یا پسری یا دختر بچه و پسر بچه ای به این راحتی پایش به زندان باز شود و خود را در مقام روسپی و فاحشه ببیند . سالها بر دیوار نوشتند که بی حجابی زن از بی غیرتی شوهر او است . فکر میکنید با نوشتن این اراجیف ذره ای از عشق آن مرد به همسر بد حجابش که دوست دارد مانتوی اجباری را با مدلی بپوشد که زیبا تر باشد کم میشود ؟
مشکل مردم چیست که شما همه چیز را با تأخیر میفهمید ؟ آقای ناصر مکارم راست میگوید که وضع حجاب در آمریکا از ایران بد تر است . این درست است که در امریکازنان مجبور نیستند برای نمایش خود از همین یک وجب صورت استفاده کنند . میشوند موجودات طبیعی . سر کارشان مرتب و با لباس عادی میروند وقت تفریح هم شاید آرایش رقیق کنند . اما چه شده در ایران که مردم میخواهند به گونه ای دیگر باشند ؟ پسر ها میخواهند شبیه کسی شوند که نیستند. دختران میخواهند شبیه کسی شوند که با شخصیتشان فاصله دارد . در هیچ جای دنیا این همه جراحی پلاستیک کزایی انجام نمیگیرد . چرا که مردم متوجه خودشان نیستند . میگویند که ماهواره ها زنان و مردان را فاصد میکند . چرا ماهواره در کشور خودشان این اثرات را ندارد ؟ چرا در تمام آمریکا و اروپا پیدا کردن زنی که هفت قلم آرایش کرده باشد اینقدر سخت است ؟ اصلا کسی به این شکل آرایش نمیکند . آدمها خودشان را دوست دارند و مجبور نیستند که دائم خودشان را عوض کنند .
مسئول تمام فساد های اخلاقی ، حکومت و دولت و روحانیون هستند . آنان هستند که با اجبار کردن آنچه که لازم نیست کاری میکنند که این بت عیار هر لحظه به شکلی در آید . این سنت 30 سالی است که هر سال ادامه دارد . هر سال پلیس برای این که بودجه ای بیشتر بگیرد ، پول تحقیر خواهر و مادر و دختر خودش را از مجلس نادانی که میداند با دادن این سقف بودجه خواهر و مادر و دختر خودش هم تحقیر میشود ، دریافت میکند . هر سال یک مشت تاجر فاسد بابت سازماندهی طرح حجاب و خرید بنز و لندکروز و عینک ترسناک پورسانت میگیرند و با گرم شدن هوا به جان زنان بیچارهء این مرز و بوم می افتند . تا شما احمقها که مملکت را به گه نکشیده اید دست بردارید .
چه افتخار و شهامتی است که چهار مرد به جان یک زن می افتند تا او را به زور سوار ماشین پلیس کنند . و چه آزاد مردی است صفارهرندی که بخشنامه ای میکند که روزنامه ها حتی اگر دیدند که دارد ظلمی میشود ، حق ندارند کلمه ای از این جور و بیداد بنویسند و واقعا شرم آور نیست ؟ که سگهای هار را به جان این مردم بی دفاع و پایبند رها میکنید و سنگ که نه حتی فریاد و اعتراض را از ملت دریغ میکنید.
آقای سردار احمدی مقدم ! هفته قبل مصاحبه ای کردید و گفتید که مبارزه با بد حجابی جزو پروژه برخورد نرم است . گفتید که مواد مخدر و قرص های روان گردان خطرناک تر است . گفتید که مصرف مشروبات الکلی در جامعه غیر قابل تحمل است . گفتید و گفتید و از میان 10 عامل ، بعد از یک هفته تمام نیروهایتان را گذاشته ایدبرای مبارزه با بد حجابی . میدانید چرا ؟ چون ان کار ظاهر جامعه را زود تر درست میکند و برای نیروهای انتظامی جالب تر است . پول خوبی هم بابت آن به نیروی انتظامی میدهند . زحمت رفتن با زاهدان و کردستان و بلوچستان و خراسان را هم ندارد .
من با شما عهد میکنم که صدای این سازی که میزنید به زودی در آید و چنان زود و سریع که خودتان بساتتان را جمع کنید . ( اما نه ، شاید به نیرنگ انتخاباتی دیگر! )
روزی که نظامیان احمدی نژاد را چون دلقکی بر چوبه ای کردند تا با بازی انقلاب گری چند صباحی ، اصلاحگران جامعه بیمار ایران را از بالین این بیمار مشرف با موت دور کنند . گفتیم گفتند که این مردک برای دادن پول نفت نیامده ،برای مبارزه با امپریالیسم نیامده . این مردکبرای مبارزه با غارتگران نفتی نیامده . و این مردک برای هسته ای نیامده . بله او آمده تا مردم ایران زمید را به نکبتی چون خودش تبدیل کند . او آمده تا چادر روی سر دختران بکشد و زنان را در خیابان به باد کتک بگیرد و لباس مردم را کنترل کند . همان سالی که 25 سفر کرده بود بعضی از چپهای نادان نیز گفتند که احمدی نژاد در کاراکاس در کنار دختری بی حجاب عکس گرفته است و همان عکس را پیراهن عثمان کردند و گویی این بازی اولین بار است که انجام میگیرد .
اینک در ایران گروهی میخواهند چیزی را که خود نیز قبول ندارند به زور اسلحه توی کلهء مردم فرو کنند . چه شد آن وعده های انتخاباتی رءیس جمهور که میگفت : « ما نمیخواهیم جلو لباس پوشیدن زنان و دختران را بگیریم . دختران ایرانی بهترین سلیقه را دارند . ما چکار به موی آقا پسر ها و دختر خانم ها داریم . من به عنوان رئیس جمهور تنها مشکل موی دختر ها و پسر هاست ؟ » چه شد آن وعده انتخاباتی مشاور رئیس جمهور که : « ما از راه دور دست هنرمندان لس آنجلسی را میبوسیم ، به خصوص خانم هایشان ! »
خرشان از پل گذشت و بوی پسمانده شان در هوا پیچید و حال همه از جمله مرا به هم زد .
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنین نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
من ار چه در نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پرده دار به شمشیر میزند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است؟
چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند
غنیمتی شمرای شمع وصل پروانه
که این معامله تا صبح دم نخواهد ماند
ز مهربانی جانان تمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
در پایان :
ما خودمان هم برهنگی را قبول نداریم . همانطور که دکتر شریعتی میگوید :
ما برهنگی را تمدن نمیدانیم در این صورت حیوانات متمدن ترینند .
خوب . منونم که به من منت گذاشتین و سر زدین . همین امروز فردا میام به همتون یر میزنم . فعلا بای .