سلام . خوبین ؟ ممنون که به من سر زدین . باور کنین نمیدونم الان چرا دارم مینویسم . باور کنین الان که شروع به نوشتن کردم هیچی تو ذهنم نیست . نمیدونم دوباره از اون بنویسم و اتفاقایی که می افته . یا بی خیال شم و چرت و پرت بنویسم . اتفاقایی که برای همه خوبه به جز من و اون .
نمیدونم چیکار کنم . دیگه واقعا میخوام کار رو بسپرم به خدا . هر کاری بکنه ما اون اندازه نیستیم که بگیم بده یا خوبه ، فقط میتونیم قبول کنیم. حالم اصلاخوب نیست مثل همیشه ولی این خوب نبودن با همیشه من فرق داره . سرم هم درد میکنه ولی این سر درد هم مثل همیشه نیست . میدونم که از قرصه . دیروز روز جالبی بود . مست . چت . با دوستام . با خودم . با خدام...
دیروز به دوستم گفتم که بیا تمومش کنیم . این مسخره بازی رو . بیا خودمون و بقیه رو اینقدر عذاب ندیم . بیا خودمون از مرگ راحت شیم و دیگران از مرگ ما . چه فرقی میکنه که مرده باشی ولی عمودی راه بری ؟ گفت منو مسخره کردی ؟ این همه مدت به من دروغ میگفتی که دوسم داری ؟ خیلی پستی !!! فکر نمیکردم که اینقدر نا مرد باشی و منو به این زودی فراموش کنی . من همه چیزم رو برای به دست آوردن تو از دست دادم .
و من ساکت بودم . نه به خاطر این که درست میگفت . به خاطر این که نمیتوانستم قبول کنم که او در باره من اینطوری فکر کنه .
ما مسئول فکر دیگران نیستیم . ولی نمیتونیم نگاه نکنیم و نبینیم که کسایی که دوسشون داریم از ما رازی هستن یا نه . ما باید مورد قبول باشیم وگرنه نیستیم!
و من ساکت بودم درون من انقدر شلوغ بود که صدای نفسم هم شنیده نمیشد . و برای او بی ارزش بودم .
میدیدم کسی که برام همه چیز بود و هست و خواهد بود باورم نداره و من رو نمیفهمه . خیلی تنها بودم . گفت که دیگه بهش زنگ نزنم . گفت دیگه نمیخواد صدام رو بشنوه .
گفت برم به جهنم.
تنها شده بودم و غصه دار . هم از دوری اون هم این که اون درک نمیکرد که چقدر برام سخته که ترکش کنم . کاش دخترا یه کم ما رو می فهمیدن . نمیتونستم حتی با کسی راجع به این موضوع صحبت کنم . پیش سه تا از دوستام بودم . گفتیم بریم و با هم خوش بگذرونیم . همه موافق بودن . حتی من .
میخواستم یه مقدار از مشکلاتم . حل شه .
دوباره زنگ زد . گفت چرا به این زودی نا امید شدی .
گفتم دیگه راهی نمونده که امتحان نکرده باشم . بزار باز هم سعی کنم .
گفت اگه میخوای سعی کنی چرا گفتی تمومش کنیم . اصلا به فرض که با هم دوست باشیم و هیچ وقت به هم نرسیم .مگه همه دوست پسر ها و دوست دختر ها با هم ازدواج میکنن.
ومیدونستم که این حرف مال خودش نیست . میخواد زمان بخره تا بیشتر با هم بمونیم . تا بیشتر داغون بشیم . تا بیشتر داغون کنیم .
گفتم بزار باز هم تلاش کنم . ولی فکر نکن که برای من آسونه . فکر نکن که تورو برای چیزی به جز خودت میخواستم . فکر نکن که از تو سواستفتده کردم .
قطع کرد .
و ما رفتیم. من و دوستام . که خوش باشیم . تو روزی که برام از همیشه بد تر بود . سه شنبه بود . ولی انگار جمعست! بارون شدید و شدید تر بود ولی ما به جشن بارون فکر میکردیم و من به گریش .
ما میخندیدیم و من ...
رفتیم یه قلیون سرای مکان . مشروب ها رو به سالمتی دوستیمون و دوستامون خوردیم و مزش هم تلخی روزی بود که میگذشت . چه قدر تلخ بود . مشروب نه . روز خوشیمون رو میگم . کم کم گرم شدیم و سیگار و قلیون کشیدیم . ولی دودی که از جگرم بلند میشد بیشتر بود . دیدم هنوز هم آروم نیستم . هنوز هم آروم نشدم . رفتیم و حشیش گرفتیم . هر کس که گفته مخدر چیز بدیه مطمعنم که تا حالا عاشق نشده !!! .
گذشت و اومدم خونه . دراز کشیدم و به روزی که گذشته بود فکر کردم . سرم شروع کرده بود به درد گرفتن . امروز هنوز به من زنگ نزده .
هنوز تنهام و به جز این صفحه های سپید چیزی ندارم . صدا ها تو سرمه . صدا هایی که میگن فراموشش کن . برای هر دوتون بهتره .
ولی دل من چیز دیگه ای میگه . قلبم رو به کسی نمیفروشم . به کسی تقدیمش میکنم که ارزش قلبم رو داشته باشه . من زندگیم رو نابود میکنم و از این نابودی ناراحت نیستم ، اگه اون رو به دست بیارم .
قدیم وقتی مست میکردم این شعر رو زمزمه میکردم :
جام آتشین :
پر کن پیاله را
کین جام اتشین
دیریست , ره به حال خرابم نمیبرد
این جامها که در پی هم میشود تهی
دریای اتش است
که ریزم به کام خویش
گرداب میرباید و آبم نمیبرد
من با سمند سر کش و جادویی شراب
تا بیکران عالم پندار رفته ام
تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی
تا شهر خاطره های گریز پا
تا شهر یاد ها ...
دیگر شراب هم
جز تا کناربستر خوابم نمیبرد.
هان ای عقاب عشق
از اوج قله های مه الود دور دست
پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من
آنجا ببر مرا که شرابم نمیبرد
آن بی ستاره ام که عقابم نمیبرد.
چشمان مرا به چشمهایش گره زد
بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد
او رفت ولی نه طبق قانون وداع
یکبار فقط به شیشه پنجره زد/
خوب امروز هم تموم شد . تا ببینیم خدا برای فردامون چی در نظر گرفته.
به امید دیدار.